به عنوان کسی که فن سای فایه ، black mirror ترغیبم کرد به دوباره خوندن فیلیپ کی دیک و اینا.
خیلی معرکهست. حال آدم جا میاد. شاید اونطوریا هم نباشه اما من واقعن لذت میبرم.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب: ادامه,
نویسنده: سام قربانی
الان میخوایم بریم مهمونی و من باید یه لباس مناسب بپوشم ، اما دلم نمیخواد و دارم به این فکر میکنم که خودمو بزنم به یه مرضی و بگم متاسفم ، من در اوج گرما هم سردم ، بعد برم سراغ بافتنی های جدیدم.
متاسفانه اینطور پیش نمیره و من از حضورتون مرخص میشم، تا پیدا کنم لباس مناسب را.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
میدونم یکم دیر شده ، اما کلیشه برعکس واقعن عالیه. درصد کمی از فشار های روزانه رو به زبان نرها ترجمه کرده.
و یه چیز دیگهای که میخواستم بهش اشاره کنم ، اینه که چرا همه برای میانمار خفه خون گرفتن؟؟؟؟! یه دوست داشتیم عکس آنگ سان سوچی رو زده بود تو آشپزخونه و مریدش بود شدید. دلم میخواد بدونم الان نظرش راجع به مرادش چیه.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
دلم میخواد برم سفر و دلم میخواد با سپیمهر هم برم سفر.
برچسب: رفیق,
نویسنده: سام قربانی
دارم هانگر گیمز مسخره رو نگاه میکنم و همهش هم به خاطر روی ماه سم کلفلینه. در واقع فقط قسمت هایی که اون بازی میکنه رو میبینم.
دیگه این که امروز میرم ج.ج.ا تا یه یاداوری کنم بهشون.
یه عروسک دستی گرفتم ، مععععرکهست. یه جادوگره. تو مایه های جادوگر خنگ های کارتونا.
برچسب: کلفلین,
نویسنده: سام قربانی
برچسب: لالا,
نویسنده: سام قربانی
تو این شرایط خیلی خیلی بد که همه چشما خیسه ، یکی از اعضا بهم گفت شمارهت رو برای برنامه دادن ، فردا هم جلسهست.
من اینو به حساب یه معجزه میذارم ، یا امداد غیبی.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب: نصیحت,
نویسنده: سام قربانی